مدرس تیزهوشان ونمونه ودانشگاه علوم پزشکی
دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی و استاد دانشگاه های تربت حیدریه 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

خوردن در اصطلاحات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی | خوردن در اصطلاحات انگلیسینگاهی به برخی اصطلاحات انگلیسی با مضمون غذا، خوراکی و خوردن و معانی فارسی آنها:
 

1- The food gave me a real buzz.

غذا چسبید

2- Junk food

هله هوله

3- Let's have a bite.

بیا یه لقمه بزنیم

4- Dig in!

بزن تو رگ!

5- He eats like a horse./ He eats like a pig.

مثل گاو می خورد

6- Quick-buck artist

آدم مفت خور

7- Bon appetite

Enjoy your meal

Enjoy your drink

نوش جان

8- TV dinner

غذای حاضری

9- To dine out/ to eat out

بیرون غذا خوردن

10- Let's have take-out/ Let's have take away

بیا از بیرون غذا بگیریم (از بیرون غذا گرفتن و در خانه خوردن)

11- Drive through restaurant/ Drive-in restaurant

رستورانی که ماشین در مقابل آن توقف کرده و غذا را به راننده تحویل می دهند

12- On me/ My treat

مهمون من (من حساب می کنم)

13- Help yourself

بفرمایید میل کنید

14- Would you like some tea?

چای میل دارید؟

15- She has a sweet tooth.

طبعش شیرین است.

 
 
[ Sun 19 Mar 2017 ] [ 1:57 PM ] [ Seyyed Mohammad Reza Hashem-zade ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ آموزشی پژوهشی معلم پژوهنده برتر کشور در سال 93 ، استاد دانشگاه های فرهنگیان و پیام نور

اگر خسته‌ای بمان و اگر خواستی بدان: ما را تمام لذّت هستی به جست ‌و جوست، پویندگی، تمامی معنای زندگیست، هرگز: « نگرد! نیست »
امکانات وب